عباس اقبال آشتيانى
483
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
بخشيد ولى هردو برادر در همان اوايل سال 656 فوت كردند « 1 » . ابن ابى الحديد كه با هجومهاى مغول به الجزيره و عراق قبل از فتح بغداد معاصر بوده اگرچه كتابى علىحده در باب اين وقايع ننوشته است ولى در همان شرح نهج البلاغه به تناسبى شرح بالنسبه مبسوطى از ابتداى خروج تاتار و فتح بلاد ماوراءالنهر و خراسان و عراق و الجزيره و هجوم ايشان ببغداد در سال 642 در پنج شش ورق بزرگ نوشته كه آن نيز در بعضى قسمتها حاوى اطلاعات مهم و براى فهم تاريخ استيلاى مغول مخصوصا بر اصفهان و برخى نقاط ديگر از منابع مهمه است . منهاج سراج ( 589 - وفاتش در نيمهء دوم قرن هفتم ) - قاضى ابو عمرو منهاج الدين بن سراج الدين جوزجانى معروف بمنهاج سراج از شعرا و نويسندگان بليغ زبان فارسى است كه از خاندانى از اهل علم و بلاغت بوده و پدران او در سيستان و بلاد غور صاحب مقامات و احترامات بودهاند . پدرش مولانا سراج الدّين منهاج در خدمت ملك معز الدّين محمد بن سام غورى مىزيسته و از طرف آن پادشاه در سال 582 بمنصب قضاء لشكر هندوستان نامزد شده و بعدها در عهد سلطان بهاء الدّين سام مقام قضا و خطيبى باميان را يافته است . ابو عمر و منهاج سراج در سال 589 متولّد شده و در 622 و 623 يعنى در بحبوحهء هجوم مغول از جانب پادشاه غور پيش ملك نيمروز به سفارت رفته و چند بار از چنگ مغول گريخته بالاخره بهندوستان انتقال يافته و در پناه سلطان ناصر الدين قباجه از مماليك غوريه كه از 602 تا 625 در مولتان و بعضى ديگر از بلاد سند سلطنت مىكرده و از مروجين ادبيات فارسى بوده قرار گرفته و از طرف آن پادشاه مدرس يكى از مدارس و قاضى لشكر شده . بعد از آنكه ناصر الدّين قباجه را در سال 625 شمس الدّين التتمش از ميان برداشت قاضى منهاج سراج به خدمت شمس الدّين پيوست و با شمس الدّين بتسخير دهلى رفت و از آن تاريخ پيش شمس الدّين و پسرش ناصر الدين محمود شاه ( 644 - 664 ) ماند و كتاب تاريخ معروف خود يعنى طبقات ناصرى را باسم اين پادشاه تأليف كرد .
--> ( 1 ) - وفات عز الدين ابن ابى الحديد كه ما هم آن را به تبعيت از بعضى از مورخين در صفحهء 185 در سال 655 نقل كرديم غلطى مشهور است و عز الدين بتصريح مورخين معاصر خود در جمادى الاخرى يا رجب 656 چهارده روز پس از وفات برادر خود موفق الدين وفات يافته است .